در خون زلال کربلا ریشه ماست

خبرگزاری فارس-يکشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۴ - شماره: 13940421000665
در حال و هوای رباعی‌های محمدرضا سهرابی‌نژاد
در خون زلال کربلا ریشه ماست

سهرابی نژاد، در نمایاندن اندیشه اش اهل پنهان کاری نیست، هر چند گاهی اوقات در این وادی دچار شعار می شود ولی انصافا شعارهایش هم وزین است و نوعی هنر رجزخوانی را در خویش نهفته دارد.

خبرگزاری فارس- حسین قرایی: رفته بودم یکی از دوستان را در جوادآباد ببینم، دیدمش و به سمت امامزاده هادی که نزدیک روستای حصارقاضی آن بخش وجود دارد، در حرکت بودیم، ایستادیم تا فاتحه ای نثار شهدا کنیم، سنگ مزارها را یکی یکی از نظر می گذراندم، انگار رباعی هایی که روی آن سنگ مزارها حک شده بود آشنا بودند و من بارها آن را خوانده بودم؛

پیکار علیه ظالمان پیشه‌ی ماست

جان در ره دوست دادن، اندیشه ماست

هرگز ندهیم تن به ذلت هرگز

در خون زلال کربلا ریشه ماست

این رباعی را هم در «حرفی از جنس زمان» اثر «سیداکبر میرجعفری» خوانده بودم و هم در کتاب «نیلوفر های مهتابی» سهرابی‌نژاد. رباعی خیلی معروفی است. در مشهور بودن و معروف بودن این شعر همین بس که در جنوبی‌ترین روستای بخش جوادآبادِ ورامین این رباعی روی سنگ مزار شهدای آن دیار تلالو دارد.

به زعم نگارنده محمدرضا سهرابی نژاد، یکی از رباعی سرایان ارجمند دهه ی شصت است که نامش باید کنار قیصر امین‌پور، حسن حسینی و سلمان هراتی و شاعرانی از این طایفه رباعی سرا بیاید.

با یکی از منتقدان این روزگار راجع به شعر سهرابی نژاد بحث می کردیم و او هم رباعی سهرابی‌نژاد را خوب تلقی می کرد ولی می گفت زبان تندِ او باعث شده تا کمتر معرفی گردد من خنده رندانه کردم و رد شدم.

واقعا اگر شاعری زبان تند و آتشین در سرایش شعر داشت باید کمتر معرفی گردد؟! آن دوست منتقد ما درست می گفت که زبان سهرابی نژاد آتشین است ولی سهرابی‌نژاد همیشه پای عقیده اش ایستاده، او دلداده اسلام ناب محمدی (ص) و در راه دفاع از این اسلام، با اندیشه زلال خود شمشیر می زند. شیفتگی دیگر شاعر رباعی سرای ما به انقلاب اسلامی و ارزش های انقلاب است که آتشین بودن زبانش در این مواقع ضریب خاصی می گیرد؛ به این رباعی به چشم خریدار نگاه کنید؛

«برتر ز فرشتگان! چرا خواری تو؟

با فطرت پاک خود به پیکاری تو

تا سکه‌ی کامل «علی» با من و توست

حاجت چه به «نیم پهلوی» داری تو؟! »  (نیلوفرهای مهتابی ص 40)

بله، سهرابی نژاد، در این رباعی هایش تند است و انقلابی. اصلا این شاخصه است که به او در بین رباعی سرایان اخیر درخشش داده است.

شاعر «نیلوفرهای مهتابی»، با ذره بین خاص خودش، دقیقه به دقیقه اجتماع خودش را رصد می کند و برای همین جامعه ای که در آن زندگی می کند شعر می گوید؛ شعری به دقیقه اکنون.

«جدال بی امان نان و ایمان

شکست سهمناک روح انسان

گلوله قامتم را خم نمی کرد

غرورم را شکسته لقمه ای نان» (همان ص 55)

گدازه هایی که از آتشفشانِ شعر سهرابی نژاد، بیرون می ریزد، نامش درد، است. دردی که هنرمند را وادار می کند تا برای بیانش لغات را با اندیشه  و تخیل و احساس کنار هم قرار دهد.

در رباعی های سهرابی نژاد، موضوعاتی از قبیل؛ عشق، عرفان، حکمت، مذهب و... گنجانده شده اند. شاعر رباعی سرای هم روزگار ما با «حماسه» پیوندی ناگسستنی دارد. حماسه ای که او در رباعی هایش می دمد ملهم از باور داشت های دینی و مذهبی اش است؛

«کنج اندیشان به باطل گوش کردند

و کام فتنه را پر نوش کردند

خداوندانِ زور و زر، به تزویر

صدای عدل را خاموش کردند» (همان ص 30)

و هر چه رباعی های او در خدمت اندیشه اش قرار می گیرد با سینه ای ستبرتر و قامتی استوارتر، عشقش به خاندان نبوت را این گونه بر بوم شعر نقاشی می کند؛

«بی روی گلش میل بهاری نکنم

جز مهر شهید عدل، کاری نکنم

بی واهمه گویم که علی (ع) پیر من است

دولاّ دولاّ شتر سواری نکنم» (همان ص 27)

سهرابی نژاد، در نمایاندن اندیشه اش اهل پنهان کاری نیست، هر چند گاهی اوقات در این وادی دچار شعار می شود ولی انصافا شعارهایش هم وزین است و نوعی هنر رجزخوانی را در خویش نهفته دارد. به عقیده من، سهرابی نژاد هم مثل خیلی از شاعران انقلاب اسلامی آثارش خوب نقد و معرفی و تبیین نشده است والاّ نسل جوان امروز، در به در دنبال اندیشه هایی است که در شعر این شاعر انقلابی مشهود است.

محمدرضا سهرابی نژاد، علاوه بر رباعی سرایی، در دوبیتی، غزل و شعر سپید نیز اشعار قابل توجهی دارد که به طور جداگانه ای باید بدان ها پرداخت. با یکی از رباعی های حماسی و شیعه وار این شاعر شوریدۀ فرهنگ شیعی، دامن سخن را فراهم می چینم؛

«ای اسوه ی مهر و سایه سار خورشید

مظلوم ترین امام! ای عدل شهید

از خاک نجف، سرمه کشیدیم به چشم

تا کور شود هر آن که نتواند دید.» (همان ص 27)

عید بر شما مبارک

"در یتیم"
برتر ز تصور بشر! نفس سلیم
ای رحمت هر دو عالم، ای خلق کریم
نشناخته صراف جهان، قدر تو را
ای فوق بشر، دون خدا، «در یتیم!»
***
"قند مکرر"
خوشبو، نفس از ذکر پیمبر شده است
شیرین، دهن از قند مکرر شده است
از بسکه « گل محمدی» بوییدم
«قمصر» ز شمیم من، معطر شده است!
***
"صلوات"
گویی که سرشته با وجودم- صلوات
آغشته به بدرود و درودم- صلوات
یک بار «گل محمدی» بوییدم
خیزد ز تمام تار و پودم- صلوات!
***

میلاد مبارک پیغمبر نور و رحمت حضرت محمد(ص) و میلاد رییس مذهب جعفری حضرت صادق ال محمد (ص) بر همه مسلمانان و شیعیان و خداپرستان مبارک باد!

مصاحبه با خبرگزاری فارس

خبرگزاری فارس 92/09/06 - شماره: 13920906000094

سهرابی‌نژاد در گفت‌وگو با فارس:
حسان تریبون و باند داشت برای نسل جوان ناشناخته نمی‌ماند
محمدرضا سهرابی‌نژاد با بیان اینکه وزارت ارشاد تلاش خود را تنها بر معرفی شاعران جوان گذاشته است، گفت: استاد حسان چون تریبون ندارند و عضو باندی و جایی نیستند برای نسل بعد مقداری ناشناس مانده‌اند.
خبرگزاری فارس: حسان تریبون و باند داشت برای نسل جوان ناشناخته نمی‌ماند

محمدرضا سهرابی‌نژاد، شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات باشگاه خبری فارس «توانا» درباره استاد حبیب‌الله چایچیان، بیان داشت: دهه پنجاه در بازار کار می‌کردم که در آن زمان، جریان شعر کشور بیشتر لائیک، ضد مذهب و دین‌ستیزی داشت، حسان و معدودی در بازار قلمروی خاصی داشتند.

وی اضافه کرد: در روضه‌ها و سینه‌زنی‌ها حتی سیدجواد ذبیحی که در رادیو، مناجات سحر می‌خواند، بیشتر اشعاری که استفاده می‌کرد از اشعار استاد چاپچیان بود به گونه‌ای دیگر نوحه‌ها و سینه‌زنی‌ها آن دوران بیشتر شعر حسان بود و شاعر مطرحی بودند اما متأسفانه چون تریبون ندارند و عضو باندی و جایی نیستند برای نسل بعد مقداری ناشناس مانده‌اند.

* استاد حسان با خلوص نیت در اختیار اهل بیت (ع) بود

به گفته این شاعر آئینی کشورمان، استاد حسان از شاعران پیشکسوتی است که خالص و مخلص در اختیار اهل بیت (ع) بوده و هستند.

وی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه چه کار کنیم این شاعران به جامعه و به ویژه نسل جوان معرفی شوند، گفت: برپایی مجالس نکوداشت‌ بسیار خوب است چراکه این مجامع باعث می‌شود که این مسائل رسانه‌ای شود یعنی فکر می‌کنم مجالس نکوداشت‌ها کمک بزرگی به این مقوله می‌کند که این افراد برای نسل امروز شناخته بشوند، خیلی‌ها هستند که گمنام مانده‌اند.

سهرابی‌نژاد ادامه داد: آهنگی را از محمد اصفهانی درباره حضرت ابوالفضل العباس (ع) شنیدم که بسیار حماسی است و اشعار آن برای استاد چایچیان است حتی صدا و سیما هم خیلی از اشعاری که پخش می‌کند، مربوط به این استاد است اما به دلیل اینکه شاعر آهنگ‌ها و یا اشعاری که خوانده می‌شود از زیرنویس تلویزیون پخش نمی‌شود شاعر، ناشناخته می‌ماند.

* وزارت ارشاد تلاش خود را تنها بر معرفی شاعران جوان گذاشته است!!

وی در پاسخ به پرسشی دیگر که آیا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌تواند به معرفی شاعران و نویسندگان پیشکسوت کشورمان به نسل جوان کمک کند، بیان کرد: این وزارتخانه اگر کاری دوست داشته باشد، می‌تواند انجام دهد ارشاد بیشترین فشار خود را به معرفی شاعران نسل جوان گذاشته است، نسل جوان باید معرفی شوند، یعنی خوب است که معرفی شوند منتها نسل جوان، کارهایشان خام است.

وی ادامه داد: شاعران قدیم ما بیش از 30 سال کار شاعری کتاب چاپ می‌کردند اما اکنون یک شاعر جوان بعد از گذشت یکسال، یک کتاب را چاپ می‌کند و سال بعد دومین کتابش را به چاپ می‌رساند؛ ناگفته نماند که داوری‌ها بسیار ضعیف است و ارزش آن چنانی ندارد.

* اشعار شاعران جوان از پختگی لازم برخوردارنبوده و از لحاظ مضمون و ساختار ضعیف است 

سهرابی‌نژاد عنوان کرد: به طور مثال استاد قهرمان که اخیراً فوت کردند در سن 70 _80 سالگی چندین یک از آثارشان را به چاپ رساندند، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی الان تلاش خود را برای معرفی شاعران جوان گذاشته است، ما نمی‌گوییم که جوان‌ها معرفی نشوند اما آن پختگی لازم که بیست سال بعد خواهند داشت، را ندارند یعنی با گذشت بیست سال، کتاب امروزشان را نخواهند پذیرفت به همین منظور می‌بینیم که شعرها از نظر ساختار و مضمون ضعیف است.

* برخی از اشعار آئینی و عاشورایی بدون آگاهی شاعر از مقتل منتشر می‌شود

وی افزود: اشعار آئینی بسیاری توسط شاعران جوان منتشر می‌شود که متوجه می‌شویم اصلاً شاعر، مقتل را نخوانده است و می‌گوید سر مبارک حضرت علی‌اصغر (ع) را به نیزه زده‌اند در صورتی که در مقتل این گونه نیست یعنی حضرت علی اصغر (ع) را امام حسین (ع) بعد از شهادت، دفن کردند.

سهرابی‌نژاد ادامه داد: تعابیر فوق زیاد وجود دارد، به قول استاد علی انسانی، این افراد استاد ندیده‌اند به همین همت رسانه‌ها و یکسری باندبازی‌ها، کتاب‌های آنها چاپ می‌شود ولی از پختگی و انسجام لازم برخوردار نیست در نتیجه استادها و پیشکسوت‌ها نمی‌توانند کارهایشان را چاپ کنند.

* عدم توجه وزارت ارشاد به شاعران پیشکسوت

وی بیان کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ توجهی به شاعران پیشکسوت کشورمان ندارد که اینها شاعران پیشکسوت هستند و در این راه استخوان خورد کرده‌اند و الان مانده‌اند؛ اکنون این شاعران یا باید با هزینه خودشان کتاب چاپ کنند، که در نهایت برای توزیع دچار مشکل می‌شوند ولی وزارت ارشاد می‌تواند کتاب این افراد را نیز چاپ کند و به ارگان‌هایی که الان اشعار و کتاب‌های جوانان را می‌فروشد را بفروشد.

بر اساس این گزارش، محمدرضا سهرابی‌نژاد از شاعران دهه 50 است که شاعرهای سیاسی _ اجتماعی، آئینی، دفاع مقدس و نزدیک به 40 سرود در حوزه‌های مختلف از وی چاپ و کار شده است.

بزرگمرد جنگلي

پنج‌شنبه 7 آذر 1392 - روزنامه اطلاعات ـ شماره 25749

در آستانه يازدهم آذر - سالروز شهادت ميرزا كوچك خان جنگلي

شعر:محمدرضا سهرابي‌نژاد 

"بزرگمرد جنگلي"

(1)

از عمق شب تيره بي‌پاياني

برخاست جسورانه به نورافشاني

زور و زر و تزوير، در آورد ز پاي

آن مردِ بزرگ را كه «كوچك» خواني!

(2)

در جنگل شب، صاعقة استبداد

افتاد به جان سروهاي آزاد

امّا نشد اين جنگل سرسبز، عقيم

«كوچك»هاي «بزرگ» و با هيبت زاد

(3)

آن مشعل ماه در شب جنگل سوخت

بر شبزدگان، چراغ باور افروخت

شد صاعقه، زد نهيب بر استبداد

هيزم‌ها را تفنگ گشتن آموخت

(4)

روزي كه تفنگ «وحدت» از كار افتاد

رعشه به تن جنگل پيكار افتاد

«ميرزا» تن خود به كوه پربرف سپرد

درداكه سرش به پاي كفتار افتاد

(5)

با خدعه اگر درختي از پا افتاد

افتاد، ولي چقدر زيبا افتاد

نفرين به تبر كه خائن جنگل بود

جنگل ماند و تبرزن از «نا» افتاد

(6)

اي زنده به عشق! گيله‌مرد بشكوه

تكفين شده با برف، چريك نستوه

مرگ تو غرورآفرين ـ امّا ـ تلخ

چون مرگ پلنگ بر سر قلّه كوه

(7)

تسليم قواي فاتح شك نشدند

از «جنگلي رشيد» منفك نشدند

هرچند كه در ساية «كوچك» بودند

مُردند و هزار شكر «كوچك» نشدند

(8)

از خويش بران وسوسه‌هاي شك را

هرگز به حقارت منگر اندك را

در راه دفاع از وطن و دين مرگ است

مرگي كه «بزرگ» مي‌كند «كوچك» را

(9)

تا رخنه به ياران سترگش كردند

با توطئه قرباني گرگش كردند

در مقدم توده‌هاي محروم وطن

«كوچك» شده بود تا «بزرگش» كردند

(10)

باران حماسه از تفنگ سخنش 

مي‌ريخت به بيداري خاك كهنش

يك عمر جهاد كرده‌اي، هيچ نداشت

جز عشق به مردم و به دين و وطنش

از صداي سخن عشق نديدم خوشتر

يادگاري كه در اين گنبد دوّار بماند

«لسان‌الغيب»

***

اي عشق...

ندانستم چسان دريائي اي عشق

بدانستم بسي زيبائي اي عشق

تو را هرگز نشد پيدا كرانه

ولي پيداست طوفانزائي اي عشق

چراغ زندگي از تو فروزان

به باغ زندگي، طوبائي اي عشق

تو شادي‌بخش دلهاي حزيني

نشاط‌آور ز سر تا پائي اي عشق

ستاني ملك دلها بي محابا

ز بس بي‌باك و بي پروائي اي عشق

گذر كردي ز كوي پاكبازان

پسند پير، هم برنائي اي عشق

رخ زرد و سرشك ديده از توست

گهي پنهان، گهي پيدائي اي عشق

در آغوشت چه مجنون‌ها غنودند

تو هم ليلا و هم لالائي اي عشق

زليخا را مگو رسوا نمودي

تو رسواتر ز هر رسوائي اي عشق

شررها خرمن «ساقي» فكندي

سخن كوتاه، محنت‌زائي اي عشق

معرفی کتاب - روزنامه اطلاعات

روزنامه اطلاعات _ سه‌شنبه 10 ارديبهشت 1392 ـ شماره 25579

معرفي كتاب/ضرب المثل هايي كه به نظم كشيده شدند
عسل بر مثل‌!


مثل، قديمي‌ترين نوع ادبيات بشري است. انسان پيش از آن‌كه شعر بگويد، امثال را اختراع كرده و در محاورات خود به كار برده است.

نه تنها مبداء پيدايي نوع امثال، بلكه اصل و مبداء برخي مثل‌هاي خاص هم معلوم نيست و نمي‌توان تشخيص داد كه در چه زمان و از كدام ملت صادر شده است.

امثال خاص، امثالي هستند كه بر يك معني و حقيقت دلالت مي‌كنند كه شعور افراد بشر، درستي آن معني يا حقيقت را درك و تصديق كرده و در نهايت، هر ملتي آن معني يا حقيقت را به عبارت و تركيبي مخصوص ادا مي‌كند. 

***

مطلبي را كه خوانديد، بخشي از مقدمة كتاب «عجب دسته گلي بر آب دادي!»، مشتمل بر مجموعه رباعي و دوبيتي‌هاي شيرين محمدرضا سهرابي نژاد است كه براساس ضرب‌المثل‌هاي فارسي توسط اين شاعر متعهد و تواناي معاصر سروده شده است.

شايد يادتان باشد كه در همين صفحات و ستون‌ها بود كه نقل قولي از ساعدباقري، شاعر نامدار معاصرآورديم كه گفته بود و برآن بارها تأكيد كرده بود كه رباعي بعد از انقلاب سه ضلع داشت كه اين سه ضلع را قيصر امين‌پور، سيدحسن حسيني و محمدرضا سهرابي‌نژاد تشكيل مي‌دادند و ارائه اين عنوان به محمدرضا سهرابي‌نژاد شايد يكي از شايسته‌ترين عناويني باشد كه بايد در كنار ديگر عناوين براي ذوق‌ها و حلاوت‌هاي آثارش از آن ياد كرد و مجموعه حاضر يعني «عجب دسته گلي آب دادي!» مويد همين مطلب است. اين اثر مبتكرانه كه از سوي دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر شده است، در برگيرندة دوبيتي و رباعي‌هاي جديد اين شاعر است كه بيشتر آنها سابقه‌اي ذهني و متوالي در ذهن مخاطب دارد. به عنوان نمونه، او براساس مثل «چراغ كسي تا سحر نمي‌سوزد»، اين دو بيتي را سروده است كه در صفحه 241 كتاب چاپ شده است:

چراغ زندگاني بي‌ثمر سوخت

گهي در امن و، گاهي در خطر سوخت

مخند اي بي‌خبر، بر شام تارم

«چراغ كس نديدم تا سحر سوخت»

گفتني است كه آقاي سهرابي نژاد، سالهاست كه در هر شماره از ضميمه «ادب و هنر»، ستون خواندني «امثال و حكم فارسي» را ارائه مي‌كند و در هر نوبت به بيان شأن نزول يك ضرب‌المثل مي‌پردازد.

***

اينك در اينجا، در اين فرصت كوتاه چند رباعي و دوبيتي را از اين مجموعه برايتان انتخاب كرده‌ايم و بقيه آنها را شما مي‌توانيد در اين مجموعه جديد كه در نمايشگاه كتاب امسال هم عرضه مي‌شود، بخوانيد.

***

چاقو دسته‌اش را نمي‌برد

به رأي‌«شمس‌قيس» و آن افاعيل

كجا با هم شود هر واژه فاميل؟

«اگر چاقو نَبُرّد دسته‌اش را»

چرا هابيل شد مقتول قابيل؟!

(صفحه312)

به ريش كسي خنديدن!

رندان زمانه عقل ما دزديدند

از باغ سحر ستاره‌ها را چيدند

گفتيم كه سهم ما چه؟ با گردن كج

در جمع « به ريش من و ما خنديدند»

(صفحه 165)

***

يك گوش در و يك گوش دروازه

تا كي زگناه، دفتري تازه كنيم

اوراق سياه عمر، شيرازه كنيم

هر كس كه بدي ديگران نقل كند

«يك گوش در و يكيش، دروازه كنيم»

(صفحه161)

***

كوزة بي‌آب ارزش ندارد

تا چند نهي بر آستانها، پوزه

كم كن دو سه جرعه زندگي، در يوزه

به خاك نريزد آبرويت را نان

«بي‌آب ندارد اعتباري كوزه»

(صفحه159)

***

پيش پاي كسي سنگ انداختن

دستي كه به سرنوشت من چنگ انداخت

دورم ز كنار تو به فرسنگ انداخت

با عقل به شهر عافيت مي‌رفتيم

«عشق آمد و پيش پاي ما سنگ انداخت»

(صفحه157)

عجب دسته گلی بر آب دادی!

عجب دسته گلی بر آب دادی!

«عجب دسته گلی بر آب دادی!» عنوان تازه ترین مجموعه شعر منتشر شده شاعر پیشکسوت عرصه رباعی – دوبیتی محمدرضا سهرابی نژاد«سهراب» است که در 245 صفحه از سوی  دفتر نشر فرهنگ اسلامی راهی بازار کتاب شده است.

این اثر دارای 67 دوبیتی و 152 رباعی می باشد.

سهرابی نژاد در این کتاب بخشی از امثال و حکم فارسی را منظوم کرده که در نوع خود اثر بدیعی ست. چند رباعی- دوبیتی را از این دفتر بخوانید:

(1)

اس اسوه مهر و سایه سار خورشید

مظلوم ترین امام ای عدل شهید

از خاک نجف سرمه کشیدیم به چشم

«تاکور شود هر آنکه نتواند دید!»

(2)

یک روز پلید چون کلاغم کردند

یک روز چو گل عزیز با غم کردند

یک روز دگر به جرم وصف گل سرخ

در بوته دهر« نقره داغم» کردند!

(3)

این طرفه جماعتی که فرصت زادند

سبزند همیشه بی خیال و شادند

این صاحب گنج های باد آورده

«بادند و کله سر کسی ننهادند!»

(4)

هر گاه که پر رو به برت بنشیند

بی رخصت تو جای تو را بگزیند

گر مرده ز زندگان خود رو بیند

از شوق « درون کفنش می ریند!»

(5)

شبم را جلوه مهتاب دادی

تن نیلوفران را تاب دادی

خزیدی نرم در آغوش دریا

«عجب دسته گلی بر آب دادی!»

(6)

اگر شیطان و گر روح الامین است

خداوندش همیشه در کمین است

اگر خوردی و بردی، مطمئن باش

«حسابت با کرام الکاتبین است!»

(7)

اگر چه پیش ما حرمت ندارد

کجا دیدی که او قدرت ندارد

ستمگر مرگ دارد؟ باورم نیست

«که بادمجان بم آفت ندارد!»

عجب دسته گلی بر آب دادی!

عجب دسته گلی بر آب دادی!

«عجب دسته گلی بر آب دادی!» عنوان تازه ترین مجموعه شعر منتشر شده شاعر پیشکسوت عرصه رباعی – دوبیتی محمدرضا سهرابی نژاد«سهراب» است که در 245 صفحه از سوی  دفتر نشر فرهنگ اسلامی راهی بازار کتاب شده است.

این اثر دارای 67 دوبیتی و 152 رباعی می باشد.

سهرابی نژاد در این کتاب بخشی از امثال و حکم فارسی را منظوم کرده که در نوع خود اثر بدیعی ست. چند رباعی- دوبیتی را از این دفتر بخوانید:

(1)

اس اسوه مهر و سایه سار خورشید

مظلوم ترین امام ای عدل شهید

از خاک نجف سرمه کشیدیم به چشم

«تاکور شود هر آنکه نتواند دید!»

(2)

یک روز پلید چون کلاغم کردند

یک روز چو گل عزیز با غم کردند

یک روز دگر به جرم وصف گل سرخ

در بوته دهر« نقره داغم» کردند!

(3)

این طرفه جماعتی که فرصت زادند

سبزند همیشه بی خیال و شادند

این صاحب گنج های باد آورده

«بادند و کله سر کسی ننهادند!»

(4)

هر گاه که پر رو به برت بنشیند

بی رخصت تو جای تو را بگزیند

گر مرده ز زندگان خود رو بیند

از شوق « درون کفنش می ریند!»

(5)

شبم را جلوه مهتاب دادی

تن نیلوفران را تاب دادی

خزیدی نرم در آغوش دریا

«عجب دسته گلی بر آب دادی!»

(6)

اگر شیطان و گر روح الامین است

خداوندش همیشه در کمین است

اگر خوردی و بردی، مطمئن باش

«حسابت با کرام الکاتبین است!»

(7)

اگر چه پیش ما حرمت ندارد

کجا دیدی که او قدرت ندارد

ستمگر مرگ دارد؟ باورم نیست

«که بادمجان بم آفت ندارد!»

شق القمر

مجمو عه شعر آیینی محمد رضا سهرابی نژاد (سهراب)، با عنوان شق القمر در یکصد و بیست وچهار صفحه از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ و راهی بازار کتاب شده است ازاین مجموعه دو رباعی تقدیم خوانندگان صاحب ذوق می گردد :

یارب یارب ! به تو پناه آوردم

چشمان ترو ،روی سیاه آوردم

گفتم که تهی دست نیایم پیش ات

طاعات نداشتم « گناه » آوردم !

* * *
عطر نفسش وزید ،خس سنبل شد 

عالم به سخن در آمدو بلبل شد

یک قطره ی شبنم از رخ پیغمبر 

برخاک فرو چکید و نامش « گل » شد!

آرزوی دل

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، مراسم رونمایی از آلبوم موسیقی «آرزوی دل» با حضور مشاور هنری شهردار تهران،مدیر عامل انجمن موسیقی ایران، مدیر عامل موسسه فرهنگی و هنری آوای باربد، محمد رضا سهرابی نژاد و حسین اسرافیلی از شاعران پیشکسوت حوزه آیینی و اعضای شورای شعر و موسیقی صدا و سیما و علاقه مندان به موسیقی در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

مدير عامل خانه هنرمندان ايران در این مراسم با ابراز خوشحالی از انتشار این آلبوم در آستانه میلاد با سعادت حضرت ولی عصر (عج) با موضوع انتظار، ضمن آرزوی فرج امام عصر به بحث پیرامون فلسفه انتظار پرداخت.

او تاکید کرد: فلسفه انتظار به نوعی در تمام ادیان وجود دارد، اما انتظار در دین اسلام با دیگر ادیان تفاوت عمده‌ای دارد. در دین اسلام منتظران واقعی در حال حرکت هستند. ما اعتقاد داریم منتظران واقعی تنها منتظر نمی‌مانند تا زمان موعود فرا رسد.

در این مراسم که با اجرا و صدای بهروز رضوی همراه بود، ابتدا عباس آزاد - خواننده و آهنگساز آلبوم «آرزوی دل» - جای خالی رونمایی از آثار موسیقی را در کشور خالی دانست و گفت: در دوره‌ای که تولید آثار موسیقی در کشور به واسطه‌ هزینه‌های بالا، حوزه نامناسب انتشار و نداشتن جای مناسبی در سبد خانوار کاسته شده است ،رونمایی از یک اثر هويت بخشیدن به هنرمند، اثر و آثار موسیقی و صوتی دیگر است.

او با سپاس از مجید سرسنگی و همکاران ایشان در خانه هنرمندان ايران، از محمدرضا سهرابی نژاد و حسین اسرافیلی - دو شاعر نام آشنای ایران - دعوت کرد تا در این مراسم صحبت کنند.

سهرابی نژاد - سراینده ترانه «آرزوی دل»، سرایش این شعر را در جمکران و برای امام قائم (عج) دانست و تاکید کرد: در زمانه‌ای که بسیاری از جوانان ما ترانه سرا شده‌اند و تب شعر و ترانه در کشور روز افزون شده است، هنرمندان واقعی نباید اجازه دهند هر ابتذالی به عنوان هنر ارائه شود و هنرمندان اصیل در این بین مغفول واقع گردند.

اسرافیلی نیز در این مراسم به صاحت پاک، زیبا و مقدس شعر پارسی که بسیاری از علما، اندیشمندان و اهل طریقت و شریعت را وارد حوزه خود کرده اشاره كرد و افزود: متاسفانه امروزه این صاحت به درستی برای ترانه سراها تعریف نشده و به ارزش و ریشه ادب پارسی کمتر توجه می‌شود.

آلبوم موسيقي «آرزوي دل» با موضوع انتظار است كه در فرم موسيقي ايراني و به صورت اركسترال  شكل گرفته است. در اين آلبوم كه به خوانندگي و آهنگسازي عباس آزاد و تنظيم پويان رمضاني است  قطعاتي چون تصنیف آرزوی دل در دستگاه نوا با شعري از محمدرضا سهرابی نژاد ، حیرانی در گوشه مَجُسلی با شعري از حافظ، تصنیف نگارا در دستگاه نوا با شعري از حسین اسرافیلی، تصنيف فروغ جاودانی در دستگاه شور با شعري از عباس آزاد، ساز و آواز در دستگاه شور با غزلي از حافظ و تصنیف صهبای دوست در آواز دشتی با شعري از حسین اسرافیلی به چشم مي‌خورد.

این آلبوم را موسسه فرهنگی هنری چکامه سازان تولید کرده و همزمان با رونمایی در خانه هنرمندان ایران توسط موسسه «آوای باربد» در بازار موسیقی پخش شد.

روزی که به شعله٬ خانه ات بی در شد

خاک غم تو٬ مدینه را بر سر شد

پهلوی ترا شکست بدخواه و دریغ!

"گلدان شکسته!"٬ "غنچه ات" پرپر شد!

***

شبی در عمق تاریکی نشسته

زمین و آسمان غمگین و خسته

روان در کوچه ها تابوت غربت

در آن تابوت یاقوتی شکسته!

شهادت ام ابیها حضرت زهرا سلام ا... علیها را به عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تسلیت می گویم.